|1399/08/02 - 2 آبان 1399
کد خبر : 332915 دی 1397

نگاهی گذرا به تاريخ و ميراث تاريخی ساری

تاریخ شهر ساری

ساري بي ترديد از شهرهاي تاريخي جنوب درياي خزر است . در توصيف قدمت اين شهر همين بس كه در كهن ترين آثار مربوط به ماقبل تاريخ نوين جهان نيز نام آن بوده است ولي آنچه مسلم است نظام شهري ساري به بيش از 2500 سال مي رسد . ساري در دوران پيشداديان و كيانيان معمورترين شهر روزگار خود به شمار مي آمد و در زمان هخامنشيان با نام زادراكارتا ، پايتخت تمدن هيركانيا بود

ساري بي ترديد از شهرهاي تاريخي جنوب درياي خزر است . در توصيف قدمت اين شهر همين بس كه در كهن ترين آثار مربوط به ماقبل تاريخ نوين جهان نيز نام آن بوده است ولي آنچه مسلم است نظام شهري ساري به بيش از 2500 سال مي رسد . ساري در دوران پيشداديان و كيانيان معمورترين شهر روزگار خود به شمار مي آمد و در زمان هخامنشيان با نام زادراكارتا ، پايتخت تمدن هيركانيا بود .

 در سال ۵۶ ه.ق ساري توسط فرخان بزرگ بازسازی شد بطوری‌که حتی بنای ساری را به وی نسبت می‌دهند. اين شهر زماني تحت فرمانروايي اسپهبد قارن (كارن) بود و به دلیل افتخارات بزرگی که او برای طبرستان آورد پس از گذشت چندین قرن هنوز از خاطره‌ها بیرون نرفته و یکی از خیابان‌های ساری به پاس زحمات بزرگ او بدین نام است . پس از آن پسرش مازیار حکومت کرد که او نیز مردی بزرگ بود و اقدامات نیک وی هنوز هم پابرجاست . سپس حاکمان منصوب یعقوب لیث صفاری و امیر اسماعیل سامانی تا سال ۲۹۸ در ساری حکمرانی کردند تاآنکه در آن سال روس‌ها ساری را به آتش کشيدند و پس از آن حکومت در دست آل زیار که اهل تسنن بودند و آل بویه که اهل تشیع بودند قرار گرفت تا سال ۴۲۶ که سلطان محمود غزنوی به ساری آمد و آخرین نماینده غزنویان در ساری (رستم شاه غازی) تا به سال ۵۵۸ حکمرانی کرد، او مدرسه علاءالدوله (همان جایی که هم اکنون مسجد شاه غازی واقع است) را تجدید بنا نمود. به هنگام حمله مغول حسام الدین اردشیر از سلسله کینخواریه بجهت آنکه بتواند در برابر مغول‌ها مقاومت نماید پایتخت خویش را از ساری به آمل برد؛ پس از مغول‌ها مرعشیان تا سال 795 بر ساری حکمرانی کردند که تیمور به ساری حمله و آنرا با خاک یکسان کرد. پس از مرگ تیمور دگربار مرعشیان آمدند و پس از آن حكمراني ساري بين چند خاندان دست به دست شد تا آن كه سلسله آل جلاويه بر سر كار آمدند.

در زمان زنديه هيچ تغييري در ساري ايجاد نشد ولي پس از مرگ كريم خان زند ؛ آغا محمدخان قاجار در نوروز 1153 در ساري تاجگذاري كرد و اين شهر را پايتخت خود قرار داد . در اين دوره به دليل جنگهاي پي در پي ، ساري آسيب هاي فراواني ديد . آغا محمدخان حتي سه گنبدان ساري را به توپ بست ولي به دليل آنكه آن بنا بسيار مستحكم بودخراب نشد .

در زمان فتحعليشاه قاجار ، پسر ارشد او محمد ملك آرا حاكم ساري بود . او كاخ بزرگي در دروازه دولت ( يا دروازه نقاره خانه و دروازه ارگ ، مكان بوستان ولايت فعلي ) بنا كرد كه به نوباغشاه معروف شد . اَبِت ؛ جهانگردي كه در اين عصر به ساري آمده مي نويسد : محيط شهر 2 مايل مربع هست ، 6 محله و 3هزار نفر جمعيت دارد . كف كوچه هاي شهر سنگفرش است . اين شهر 70 مدرسه دارد و از نظر فرهنگ از سطح بالايي برخوردار مي باشد ...

با اين همه در پايان دوره قاجار ، ساري رو به ويراني نهاد بنابراين توسعه نسبي اين شهر پس از قاجاريه و در ابتداي قرن بيستم ميلادي رخ داد . در آن سالها عمارت نوباغشاه را كه نمادي از سلطه قاجارها بود خراب كردند و جاي آن پادگان ارتش را احداث نمودند، سبزه ميدان ايجاد شد و خيابانها را پهن تر كردند ، خيابان شاه عباس ( 18 دي كنوني ) را گشودند و ساختمان استانداري و شهرباني و عمارت بانك ملي و دادگستري را بنا نمودند .

ساري همزمان با جنگ جهاني دوم به تصرف روس ها درآمد . در زمان پهلوي دوم پل جديد تجن ، فرودگاه دشت ناز ، كمربندي ،خيابان قارن ، ميدان ورودي غربي شهر ( ميدان امام فعلي ) ، ساختمان كتابخانه مركزي و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و ... ساخته شد .

پس از انقلاب ابنيه جديد زيادي در ساري بنا گرديد كه مصلي ، پارك آفتاب ، بازار نرگسيه ، بازار شهيد رجايي ، بازار شهيد بهشتي ، پارك قائم و ... از آن جمله اند با اين تفاصيل ساري تا آغاز دهه 90 بلحاظ توسعه شهري از نوعي ايستايي رنج مي بُرد . گويي به تناسب زمان، پيشرفت قابل ملاحظه اي نداشت و در رهگذر اين رخوت و ركود ، آثار و بناهاي تاريخي شهر نيز خصوصا در مناطق مركزي و بافت قديم ، آماج بي توجهي قرار گرفت .

بلحاظ توسعه و عمران شهري اما از سال 1392 فصل جديدي در ساري آغاز شد و شهر بطور جهشي در مدار رشد و تحول قرار گرفت . از قضا محور توسعه شهر نيز گردشگري تعيين گرديد كه يك وجه مهم آن ، پتانسيل هاي تاريخي است منتها برغم هدفگذاري نهاد مديريت شهري براي احيا و اعتلاي جاذبه هاي تاريخي شهر ، اتفاق ويژه اي نيفتاد كه دليل آنهم واضح است چراكه تحول و تحرك در بسياري از مولفه هاي توسعه بطور اعم و توسعه شهري بطور اخص ، منوط به همگرايي دستگاههاي مختلف است .

بعنوان مثال در خصوص بافت تاريخي شهر براي چند دستگاه از جمله ميراث فرهنگي ، شهرداري و مسكن و شهرسازي مسئوليتهايي تعريف شده است . بنابراين جهت ساماندهي اين بافتها در وهله نخست مي بايست بين دستگاههاي ذيربط يك نوع هماهنگي برقرار گردد و در وهله بعد اين هماهنگي بايد تابع يك نظام برنامه ريزي باشد بگونه اي كه همه دستگاههاي دخيل بدرستي به ماموريتهاي خود عمل نمايند و در عين حال فعاليت هريك مخل فعاليت ديگري نشود . ولي متاسفانه براي برداشتن گام اول مشكل داريم و بالطبع در اين شرايط بهيچ وجه به گام بعدي نمي رسيم . چنين است كه كار ساماندهي بافت قديم هربار به بن بست ميخورد و بحث ساماندهي مابقي آثار تاريخي شهر نيز به همين سرنوشت دچار هست .

مع الوصف مديريت شهري ساري ( شوراي شهر و شهرداري ) در اين سالها اقدامات گسترده اي در راستاي احياي وجه تاريخي شهر انجام داده است كه اگر با همكاري دستگاههاي ذيربط توام مي شد يقينا آثار بهتري برجاي مي گذاشت درحاليكه گاهي اين تلاشها بخاطر عدم همراهي و همگامي و حتي بعضا بدليل مانع تراشيها ، به سختي به نتيجه مي رسيد . نمونه اش دشواريهايي است كه مديران شهري ساري براي آغاز و ادامه پروژه چند فازي ميدان ابن شهرآشوب يا فز دوم بوستان ملل متحمل شدند.

با اينحال بازگشايي و تعريض محوطه امامزاده يحيي ،اجراي عمليات ميدان ابن شهرآشوب ساروي ، تعريض مسير دسترسي امامزاده عباس ، بوستان ولايت كه مجموعه اي از بناهاي تاريخي ، فرهنگي و تفريحي خصوصا چند موزه را در خود جاي داده است ، خانه فرهنگ ، كمك به ايجاد پژوهشكده ساري شناسي ، كمك به ايجاد باغ موزه دفاع مقدس ، احيا و ساماندهي بافت فرسوده شهر و ... از جمله اقدامات مديريت شهري در اين راستا بوده است . در صورتيكه كماكان همراهي بايسته را از سوي ديگر سازمانها نداشتند .

از ديگر اتفاقاتي كه در عزم مديران شهري براي اعتلاي وجه تاريخي شهر خلل ايجاد كرد ، عدم همكاري دستگاههاي مسئول در تجهيز موزه هاي تاريخي و طبيعي بوده كه ساختمان آنها توسط شهرداري بطور مجزا در بوستان ولايت مهيا شده است .

فقدان روحيه تعاون بين سازمانهاي مسئول و عدم حمايت مديران ارشد از وجهه مركزيت ساري متاسفانه به عاملي در خلاف جهت جريان شتابان توسعه شهر تبديل گرديد و به همين علت نه تنها تعداد قابل توجهي از بناهاي تاريخي نظير مساجد ، كاروانسراها ، آب انبارها ، حمام ها و عمارت هاي كهن مورد بي مهري قرار گرفته اند بلكه اساسا توسعه شهر با مشكلات جدي مواجه شده است . شايد بتوان واقعه اسفباري كه براي مسجد جامع تاريخي ساري رخ داده را تاوان تلخ اين بي توجهي ها ارزيابي نمود .

 

روابط عمومی و امور بین الملل شورای اسلامی شهرساری

 

افزودن دیدگاه




متن بالا را در زیر وارد کنید